• دوشنبه ۲۶ فروردین ماه، ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۰
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 981-1585-5
  • منبع خبر :
  • چاپ

سنایی چشم بود و عطار روح

دیروز روز بزرگداشت عطار نیشابوری بود، شاعری که بزرگانی همچون مولانا شیفته وی بودند.

دکتر زهرا رجبی، استاد گروه ادبیات دانشگاه اراک به همین مناسبت به سوالات خبرنگار ایسنا، منطقه مرکزی، در خصوص بررسی ذهن و زبان عطار پاسخ گفت. شرح این گفتگو را در این مجال می خوانید.

به نظر شما چه چیزی آنقدر عطار نیشابوری را خاص میکند که شاعر بزرگی مثل مولوی خود را در برابر وی، اندر خم یک کوچه میبیند؟

خب میتوانیم بگوییم عطار اولین شاعری بود که در ادبیات فارسی سعی کرد عرفان را به زبان ساده در قالب شعر بیان کند و مردم را با زیان خیلی ساده با مفاهیم عرفانی آشنا کند. مولوی هم دقیقا سعی کرد همین کار را انجام بدهد، "بیان عرفان در شعر به زبان ساده".

پیش از عطار ما شاعران بسیار بزرگی داشتیم مثل سنایی که عارفان بسیار بزرگی بودند. ولی خواندن آثار سنایی کار ساده‌ای نیست. این سادگی بیان، تفاوت بزرگ عرفان عطار و سنایی است و همان چیزی که مولوی را جذب می‌کند.  

یعنی عطار در پسر کوچک بهاولد خودش را دید؟

نمی‌توان گفت خودش را دید؛ شاید چیز متفاوتی دید. در آن پسر هشت، نه ساله چیزی دید که می‌تواند در آینده گامی فراتر بگذارد.

به نظر شما ویژگی اصلی آثار عطار همین سادگی است؟

فقط همین نیست، آنچیزی که مولوی را جذب عطار کرد این سادگی گفتار عطار بود. زیرا اگر صرفا بیان تئوری مفاهیم عرفانی در کار باشد، کار سنایی پیش از عطار بسیار خوب و گسترده بود. ولی شباهت عطار و مولانا، زبان ساده‌ای است که در بیان مفاهیم پیچیده دارند. شاید همان مفاهیمی که در شعر و عرفان عطار است در شعر و عرفان سنایی هم باشد ولی اگر دقت کنید می‌بینید مولوی درباره عطار می‌گوید عطار روح بود و سنایی دو چشم. روح بسیار عمیق‌تر است. درست است که روح برای درک به چشم نیز نیاز دارد ولی روح می‌تواند مفاهیمی را درک کند که چشم هرگز نمی‌تواند.

غیر از سادگی، دیگر ویژگی های آثار عطار به نظر شما چیست؟

خب به غیر از بیان محتوا، شعر عطار از نظر زبانی نیز یک شعر کاملا زیباست که با وجود صنایع ادبی فراوانی که در آن به کار رفته، هیچ کدام از این صنایع مخل سادگی شعر و آسان بودن درک معنا نیست. در عین حال عطار صرفا یک معلم اخلاق زبانی نیست و سیره عملی او نیز گفته‌های وی را تایید می‌کند. شخصی که در طول زندگی خود تا سن حدودا چهل سالگی، یک زندگی خیلی عادی دنیوی و نسبتا مرفه دارد ولی یکباره متحول شده و معنای زندگی برای او تغییر می‌کند. این امر باعث شده عطار در آثارش آن چیزی را بیان کند که عمیقا تجربه کرده است.

تذکره نویسی چطور؟ به نظر شما تذکره‌نویسی هم از ویژگی‌های منحصر به فرد عطار است؟

تقریبا می‌توان گفت بله. چون تذکرة‌الاولیا عطار، جزو اولین تذکره‌هایی است که در ادبیات فارسی داریم که شخصیت های بزرگ را با محوریت عرفان معرفی می‌کند و زندگی عرفایی از قرون قبل را شرح می‌دهد. از جهتی چون عطار خود ادیب و شاعر بوده، تذکره‌ای نوشته است که در آن بسیار از نثر مسجع استفاده شده و همین امر علاوه بر جنبه تاریخی، جنبه ادبی نیز به تذکرة‌الاولیا می‌دهد.

دو شاعر همشهری، خیام و عطار، به نظر شما دو قطب روبروی یکدیگر به حساب می‌آیند؟

شاید کمی با هم متفاوت باشند، از این نظر که در زمان های متفاوتی می‌زیسته اند. دوران زندگی عطار همواره همراه با آشفتگی سیاسی است. شروع زندگی عطار مصادف است با حمله غزها به نیشابور و پایان زندگی او نیز با حمله مغول‌ها رقم می‌خورد، او در محیط آرامی زندگی نمی‌کرده است. مصائب سیاسی اجتماعی از کودکی در زندگی او وجود داشته است، برخلاف محیط زندگی خیام.

دید خیام و عطار به زندگی در مواردی بسیار متفاوت است چون ساحت فکری این دو نیز با هم تفاوت دارد. خیام یک شخصیت علمی دارد و اهل فلسفه و تفکر است، تفکرات عمیق فیلسوفانه. به علاوه یک ریاضیدان و منجم بزرگ نیز هست. طبیعتا نگاه وی به دنیا باید متفاوت باشد با شخصی مثل عطار که با روح سر و کار دارد؛ دو ساحت شناختی کاملا متفاوت، یکی عقلانی است و دیگری روحانی. شاید هر دو به دنبال شناخت حقیقت هستی باشند ولی راه‌های رسیدن به این حقیقت برای خیام و عطار متفاوت است که ما نمی‌توانیم بگوییم کدام درست است و کدام غلط.

 


انتهای پیام