• دوشنبه ۲۶ تیر ماه، ۱۳۹۶ - ۱۶:۵۱
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 964-17784-5
  • خبرنگار : 10142
  • منبع خبر : ایسنا منطقه مرکزی

داستان یک آدرس:

لاله 2، پشت رختخواب ها، زیر سایه دود

اثاثیه منزل کنار دیوار در یکی از کوچه‌های اراک به ردیف قرار داده شده و این روزها دغدغه همسایگان این کوچه، کودکی است که مجبور است بهمراه والدین معتادش در میان وسایل خانه‌ شان در گوشه ای از کوچه زندگی کند.

تماس تلفنی یکی از شهروندان اراکی با دفتر ایسنا، از وضعیت خانواده‌ای که این روزها خانه آنها کنار دیوار یک کوچه است خبردارمان کرد و آدرس را گرفتیم: اراک، خیابان ...، لاله 2 ، ... .

به دنبال آدرس کوچه را پیدا کردیم و از همان ابتدای کوچه وسایل چیده شده در امتداد دیوار پیدا بود.

وسایل تقریبا به ردیف کنار دیوار چیده شده اند و در میان آنها فضایی خلوت‌تر هست که نشان می‌دهد اعضای خانواده در همان قسمت پشت رختخواب‌ها و کمد و سایر وسایل نشسته‌اند.

پارچه‌ای قرمز رنگ زیر نور آفتاب تابستانی که احتمالا برای کاهش گرما نصب کرده بودند خودنمایی می‌کرد و نکته جالب در این میان یک در بود. دری چوبی و شکسته با دستگیره‌ای سیاه جلو همان قسمتی که خانواده نشسته بود خودنمایی می‌کرد، بی‌اختیار و به رسم عادت اول به در کوبیدم.

حالا دقیق‌تر و نزدیک‌تر شده‌‌ایم، بوی نامطبوعی حس می‌شود و بعد دود نسبتا غلیظی از همان قسمت خالی به بیرون راه می‌یابد. در نهایت تعجب و ناباوری متوجه می‌شویم که مواد مخدر در همان اتراق‌گاه و با همان وضعیت بی‌خانمانی استفاده می‌شود.

مردی شاید حدود 45 ساله از زیر پارچه سرش را بیرون می آورد و همراهش دود بیرون می زند! از زیر پارچه خودش را بیرون می‌کشد، وضعیت مناسبی ندارد و صورتش خیس عرق است، همسرش که او هم مشغول استفاده از مواد مخدر است با صدایی عصبانی از همان لا‌بلای وسایل پشت سر هم سوال‌هایی می‌پرسد. از او می‌خواهم بیرون بیاید تا صحبت کنیم اما با عصبانیت قبول نمی‌کند.

می‌پرسم چرا اینجا زندگی می‌کنید، مرد می‌گوید: "یک سال اجاره خانه ندادیم، صابخونه جواب‌مون کرد و اثاثیه‌مون رو پرت کرد تو کوچه".

زن با صدایی بلند می‌گوید: "گفتم به من وام بدن، فردا وامم آماده می‌شه، میرم خونه می‌گیرم، اصلا به تو چه ارتباطی داره اگر راست میگی خَیِر پیدا کن".

می‌پرسم شب‌ها همینجا زندگی می‌کنید، مرد پاسخ می‌دهد: من شب‌ همین جا می‌خوابم، اما زن و پسرم میرن خونه دخترم".

مرد ادامه می‌دهد: یه دختر داریم که یه ساله ازدواج کرده، یک پسر 14 ساله هم داریم که همینجا کنار مادرشه".

دود غلیظ‌تری به بیرون راه می‌یابد و با اینکه در هوای آزاد ایستاده‌ام و از محل دود فاصله دارم بوی نامطبوعش باعث می‌شود عقب‌تر بایستم و فکر پسر بچه 14 ساله‌ای که در این محیط کوچک بین پدر و مادری که هر دو به این شدت مواد مصرف می‌کنند رهایم نمی‌کند. ‌همین که درخواست می‌کنم پسرشان را ببینم یکمرتبه صدای زن بلند می‌شود که "پسرم اینجا نیست اصلا به پسرم چه ارتباطی داره".

زن می‌گوید: یک سال کرایه ندادم این صابخونه بیرون‌مون کرد، اصلا آدم نبود. این خیرین هم که کاری نمی‌کنن، صبح می‌گن پول می‌دیم و شب پشیمون می‌شن، تو اگه می‌خوای کاری کنی برو خیر بیار. فیلم‌برداری نکنی‌ها میان می‌برنم کمپ آبروم می‌ره".

نمی‌دانم صحبت از آبرو برای کسی که در چنین وضعیتی هم از استعمال مواد مخدر دست برنمی‌ دارد تعریفی دارد یا نه.

از شغل مرد می‌پرسم، می‌گوید: کارگر ساختمونی بودم، قبلا وضعیت کار خوب بود، اما الان وضعیت خوب نیست کار نیست که انجام بدم، برای همین پولی هم برای کرایه خونه نداشتم.

می‌گویم برای ترک مواد مخدر اقدام کرده‌اید که حداقل هزینه‌های کمتری داشته باشید؟ می‌گوید: قبلا که کار و بارم خوب بود مشکلی نداشتیم مواد مصرف می‌کردیم و خرجی زندگی هم داشتیم، حالا اصلا اگه ما مصرف مواد رو ترک کنیم مشکل حل می‌شه؟

در همین حین زن با صدایی بلند و طلبکارانه می‌گوید: "چکار به مواد کشیدن ما داری، اصلا چه ربطی داره ما الان خَیِر می‌خوایم برو یکی پیدا کن بیاد دو میلیون به من بده اگه شد سفته بهش می‌دم، برو، یه دو تا خیر باشن بهتره!"

از محل اتراق‌ آنها دور می‌شوم و لحظه‌ای نمی‌توانم به پسربچه 14 ساله‌ای که بین دود مواد مخدر حاصل از اعتیاد مادر و پدر محبوس شده فکر نکنم و اینکه واقعا این کودک می‌تواند در این فضا سالم مانده باشد و اگر سالم است به واقع چه کسی باید کودک را نجات دهد.

چه تضمینی وجود دارد که این کودک به جوان آسیب‌دیده فردا تبدیل نشود و جامعه چه پاسخی به کودک رها شده امروز می‌دهد.

همسایه‌ها بارها در این حدود یک هفته‌ای که این خانواده با این وضعیت در کوچه اتراق کرده‌اند با نهادهای مختلف تماس گرفته‌اند.

یکی از همسایه‌ها می‌گوید که روز گذشته اورژانس اجتماعی به دلیل تماس‌های مکرر آنها برای بررسی شرایط به محل اعزام شده، اما اقدامی برای رسیدگی به وضعیت کودک یا بردن او نکرده است. کودکی که وضعیت نامناسب زندگی‌اش کاملا مشهود است!

ما پسر را ندیدیم، اما همسایه ها برای فرزند خانواده نگرانند و مدام به دفتر زنگ می زنند. از اینکه اورژانس اجتماعی کاری نکرده گلایه می کنند و از ما می خواهند خبری از این مشکل بزنیم. 

وضعیت این کودک نگران کننده است، زندگی در چنین وضعیتی برای هر کودکی خطرناک محسوب می شود و یقینا هیچ قانون و دستورالعملی نمی تواند نسبت به وضعیت این کودک بی تفاوت باشد. متاسفانه والدین کودک از اعتیاد خود ناراضی نیستند و عقیده دارند که ترک اعتیاد دردی از آنها درمان نمی کند. در این میان کودکی 14 ساله قربانی است و وضعیت او باید توسط نهادهای مسئول مورد رسیدگی قرار گیرد.

مشکل اینجاست و در تجربه هایی از این دست مشاهده کرده ایم که در صورتی که اورژانس اجتماعی کودک را اسکان دهد و حکم دستگاه قضا مبنی بر سلب حضانت والدین صادر شود هم باز تضمینی برای استمرار این حمایت از کودک وجود ندارد، چراکه والدین با برگه‌ای که نشان دهد مثلا استفاده از مواد مخدر را ترک کرده‌اند و ابراز پشیمانی دوباره می‌توانند سرپرستی کودک را به عهده بگیرند.

مسئله دیگر مربوط به بی‌خانمانی این افراد است و اینکه اگر کسی به حال آنها و بویژه فرزندشان رسیدگی نکند و آنها امکان خواب شب در خانه دختر خانواده را نیز از دست بدهند، چه به روز فرزند نوجوان خانواده خواهد آمد!؟

این گزارش در گفتگو با مسئولان تکمیل و وضعیت این خانواده بویژه کودک توسط ایسنا، پیگیری خواهد شد.

* از درج تصویر این خانواده در گزارش به دلایل اخلاقی خودداری شده است.

صبا خایانی - ایسنا منطقه مرکزی


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: