• یکشنبه ۹ دی ماه، ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۲
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 9710-1085-5
  • خبرنگار :
  • منبع خبر : ----

/یادداشت/

نیم نگاهی به آئین قالی بُران در استان مرکزی

قاسم کاظمی دهقی-کارشناس مدیریت امور فرهنگی و معاون صنایع دستی استان مرکزی

خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه مرکزی

 قالی ارزشمندترین هنر هنرمندان در طول تاریخ زرین این سرزمین است، هنری که با سرانگشتان زنان و مردانی شکل گرفته که گره گره از مشکلات زندگی خود گشوده و به تارو پود قالی به زیباترین رنگ را می زدند تا حاصل کار آنها امروزه تزئین کننده موزه های نامی دنیا و فخر مجموعه داران باشد.

 قالی هنری مقدس است و دستان هنرمند، تجلی گاه این هنر قدسی.

 قالی هنر وحدت در عین کثرت است، از اولین گامی که با پشم چینی و ریسندگی و رنگرزی شروع می شود تا پرداخت و شور، همه آئینه کثرت و تکاپوی تولیدکنندگان است برای تولید یک محصول؛ "قالی".

 در این خوان گسترده خلق اثر همه روزی می خورند و بهره معنوی خود را می برند و در عرصه گسترده این هنر ایرانی وجود نقوش منحصر به فرد مشک آباد، جیریا، ساروق، بازرجان، بته میر، لیلیان و بند ریحان برگ زرینی از کهن کتاب قالی ایران و نشان تنوع این خوان گسترده در استان مرکزی است.

 دو طرح از قالی های ناحیه مرکزی ایران به نام های لیلیان و بند ریحان در منطقه کمره خمین خاص و بی نظیرند.

 "قالی لچک ترنج لیلیان" بویژه با نقوش و رنگ آمیزی خاص ارامنه و نوع بافت چپ و راست آن که از استحکام منحصر به فردی برخوردار است، زبانزد خاص و عام بوده و در طول زیست تاریخی و فرهنگی خود توانسته نظر سیاحان داخلی و خارجی را جلب کند.

 محقق انگلیسی «سیسیل ادواردز» حدود هفتاد سال پیش (سال1948) در کتاب خود با عنوان "قالی ایران" آورده است "در کمره یک روستای دیگر وجود دارد که مخصوصا باید در این جا ذکری از آن به میان آید و آن دهکده «ریحان» است که ساکنان آن همه مسلمان هستند. روستای ریحان تنها قصبه ای است که از همسایگان خود پیروی نکرده و از بافتن "طرح آمریکایی" خودداری کرده است. سکنه این روستا (بدون شک) مردمی مستقل و با مناعت و خودرأی هستند، چراکه مدتی برابر با چندین نسل است که طرح خاص خود را بر روی یک متن سرخ رنگ با حواشی سفید پدید می آورند و از بافتن طرح های دیگر اجتناب می کنند. چنانچه مردم سایر روستاها نیز چنین کرده بودند امروز به جای طرح همانند و ملال آور "آمریکایی" در ناحیه کمره قالیچه هایی با طرح های متنوع و مطبوع تهیه می شد".

 در تحقیق میدانی که اینجانب در سال 1370 در روستای ریحان علیا انجام می دادم، با مادر کهنسالی آشنا شدم که شاعرانه از قالی خود دفاع می کرد:

 "برو به فرنگ و بگو به نصرانی               شکست چیت تو را قالی ریحانی"

   نقش محوری در تولید قالی بر عهده بافنده است که در تمامی لحظات چون یک کارگردان، تمامی عوامل را به خدمت می گیرد تا زیباترین نقش را تصویر کند و فرزندان او دستیارانی هستند که در طول بافت، ساخت و پرداخت همراه بافنده اند.

 مادر در کنار آموزش رمز و راز کار بافت قالی، راه و رسم زندگی را به فرزندان می آموزد، نحوه برخورد با مشکلات زندگی را می گوید یا از بدخلقی های شوهر گلایه می کند و اشعار سوزناکی را در غم و اندوه یا جفایی که بر او رفته زمزمه می کند.

لا لا لا لا گل پونه            عزیز جونم نگیر بونه

لا لا لا لا گل کاشی         عزیز و همدمم باشی

لا لا لا لا گل زیره           آقات رفته زن بگیره

در روستای "واشقان" فراهان نیز زنان گاه برای رفع خستگی روی دار قالی خوشنویسی می کردند، در واقع قالی هر روز و هر لحظه با احساس و نفس بافنده شکل می گیرد و بزرگ می شود.

دیروز ضربات کرکید صدیقه خانم محکم بر تنه تار و سر گره ها فرود می آمد چون زن همسایه با  زخم زبانی او را رنجانده بود، اما امروز شانه با ظرافت و طنازی بر سر پودها زده می شود و چنان قیچی می زند که نیازی به پرداخت ندارد، چراکه ماده گاوشان زایمان راحتی را تجربه کرده است.

 مادر در هر رج قالی و با رد کردن هر پود زیر و رو، غرق در خیال خرید جهازی بهتر برای دختر دم بخت یا خرید حلقه نامزدی برای پسر یا تأمین هزینه سفر پابوسی سلطان خراسان امام هشتم(ع) است. سهم گندم های کبوترهای حرم و دخیلی بر پنجره پولادی و امانت آوردن ظرف چهل کلید سقاخانه اسماعیل طلایی برای رفع سترونی دخترش که بعد از گذشت هفت سال هنوز صاحب فرزندی نشده، خود حکایتی دیگر دارد.

 هرکاری را راه و رسمی است، از تعاونی کشاورزی و دامداری چون شیروارع و گله داری گرفته تا تولد نوزاد و عروسی. مراسم پرس و برداشت خرمن، دز مهر خرمن، تا پشک آبیاری از این قاعده مستثنی نیستند و البته قالی بافتن و قالی بریدن.

 در روزی مبارک که البته باید فرد باشد؛ به یاد خدا چرا که او فرد است، یکی است و واحد است، قالی را سر می اندازند و بافت را شروع می کنند.

 در ایام سوگواری که به روز تیغ معروف است دست از بافت می کشند، اگر عزیزی فوت کند تا چهلمین روز درگذشتش دست به قالی نمی برند، اما تاری از آن را می شکنند تا به آن چله نیفتد.                                                    

شیرین ترین روز پایان کار است؛ فصل کاشت و داشت به پایان رسیده و زمان برداشت است. بافنده قالی پس از چند ماه که گل‌ها و  بوته‌ها و بندها را با اشک دیدگان و خون سر انگشتان آبیاری کرده و چون فرزندی نوپا او را قدم به قدم رج زده و راه برده تا امروز به بار نشسته است، حال باید به قالی‌بران بنشیند.

امروز قالی‌بران است

بهترین ایام برای قالی‌بران اعیاد است، تولد امامان، نیمه برات(نیمه شعبان) و تقارن آن با روزهای آخر هفته پنج شنبه یا جمعه روز حضرت ولی عصر(عج) نور علی نور است.

زن های همسایه و فامیل همه دعوت می شوند، به فراخور ابعاد قالی بساط سور فراهم می شود. برای قالی یک ذرع و دو ذرع شیرینی و چای تهیه می شود و البته قالی های بزرگتر شام و ناهار و قربانی دارد.

میزبان اسفند دود می کند و با آب و جارو گرد و غبار ایام را از رخسار قالی می زداید چون شاهدی در ضمیر آن.

همه صلوات می فرستند و مولودی می خوانند. قیچی را به دست راست دختری می دهند که بختش باز نشده یا زنی که سال ها در انتظار فرزندی است، یا در نهایت زنی خوش خلق و قدم خیر را انتخاب می کنند.

سرریشه های قالی را به یاد شهید کربلا آب می دهند. باید هر آیین و رسمی با فرایض دینی عجین باشد تا ماندگار شود، تطهیر شود و پاک بماند، برکت دهد و روزی اش خیر کند برای همه از پشم چین و رنگرز گرفته تا بافنده و خریدار.

                                                                                                                              


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: